چرا کار‌های غیر قانونی لذت بخشه؟

چ

نکن بچه جیییییییییییییییییییزه….

دست نزن به چاقو…….

ماشین لباس شویی رو خودت روشن نکن :)))))))

اولین قانون های خانواده که شاید هممون یه بار شنیده باشیم (جز آخریه) =))، ولی هربار که چشمشون میرفت یه جا دیگه میرفتیم سراغ همونی که میگفتن نرو سمتش حتی اگر کتک میخوردیم ولی همین کارو می‌کردیم…

سلام!

چرا کار‌های غیر قانونی لذت بخشه و انجامش میدیم؟ چرا با انجام کارای غیر قانونی حال می‌کنیم؟ مثلا لذتی که تو زنگ زدن و فرار کردن هست و تاحالا تست کردی یا مثلا زنگ بزنی خودتو جای پست چی جا بزنی طرفو تا پایین بکشونی بعد فرار کنی ؟:)))

چرا پیدا کردن رمز یه اکانت اینستاگرامی و هک تلگرام یا هک اینستاگرام جزو بیشترین ترند‌های بخش امنیتیه؟ چرا ما میخوایم وارد حریم خصوصی یه نفر بشیم درحالی که میدونی ورود به حریم خصوصی یک کار غیر قانونیه؟

کلی چرا تو ذهنمون میتونه بیاد از کار‌های غیر قانونی ای که وقتی انجامشون میدیم یه حس خفن بودن و حال کردن بهمون میده – حس خفن بودن لحظه ای – گنده بازی :)))

من نمیخوام جواب این ها رو بدم فقط میخوام لذت هاشو بررسی کنم و اینکه واقعا حال میده یا نه؟ چه آسیب هایی میتونه در پی داشته باشه این کارا و ارزششو داره یا نه؟ آقا اصلا چرا ما میریم سراغ این کارا؟ قضیه روانشناسی استایله ولی من میخوام از نظر خودم بررسیش کنم – یه روانشناس علمی بررسیش میکنه من میخوام نظر شخصیمو در رابطش بدم و بقیه رو به تفکر دعوت میکنم و نظر خودشونو میخوام که بگن…

جیزه…

ببین محدودیت ها همیشه اذیت کنندست. من خودم مثلا تا یه تایمی ساعت ۹ شب حداکثر زمانی بود که میتونستم بیرون بمونم بیشتر میشد جریمه داشتم. همیشه دوست داشتم به جای ساعت ۹ شب مثلا ساعت ۱۰ شب برم خونه با اینکه هیچ فرقی نمیکرد تو کار ها یعنی با اون یک ساعت اتفاق خاصی نمی افتاد ولی همش دوست داشتم این قانون از زندگیم برداشته بشه و مثلا یک ساعت بیشتر بیرون بمونم با دوستام – یکبار به جای ساعت ۹ شب ساعت ۱۰ شب رفتم خونه و کلی دعوا شدم ولی کیفی که داشت دیر اومدن خونه خیلی زیاد بود ولی در مقابل نگرانی بود که از خانواده داشت میریخت.

اون موقع بود که فهمیدم دلیلش فقط نگرانی هاشونه بعد چیزی متولد شد به نام غرور و همش میگفتم من بزرگ شدم تا اینکه یکبار داشتم برمیگشتم خونه و با رفیقام بودم که یه نفر با چاقو اومد سمتمون و میخواست خفتمون کنه =)) اون موقع بود که نگرانیشون رو فهمیدم و دلیل این کارشون رو… ولی خب باز کیف میداد و لذت بخش بود 😐 بیشتر بیرون بودن با رفیقات درحالی که اون ور یه سریا دارن حرص میخورن که این بچه چرا باز دیر کرده…

با تمام اینا الان آدم شدم – دیر میام ولی زنگ میزنم قبل =)))

هک و اینجور چیزا (قسمت غیر قانونیش)

از دوران راهنمایی تا امروز – دوستام منو به عنوان کسی که زندگیش با کامپیوتره میشناسن اصطلاحات مختلف و مزخرفشو نمیگم :)))‌ ولی جالبیش اینجاست که اولین چیزی که همشون ازم میخوان یادگیری هکه.

واقعا از اول زندگیم چیزی برام واقعا جذابیت نداشت همین هک کردن آدما بوده؛ همیشه برای خودم میگفتم چرا باید حریم خصوصی یه آدمو به خطر بندازیم و سوء استفاده کنیم که اطلاعاتش رو بدست بیاریم؟ مگه زندگی اون چه سودی به من میرسونه ؟ ولی خب جذابیتش برای بچه ها رو تحسین میکنم.

مثلا میومد میگفت آقا من دوست دخترم نگرانم بهم خیانت کنه میتونی برام اینستاگرامش رو هک کنی یا از کجا یاد بگیرم که هکش کنم، منم همیشه تو دلم میگفتم خاک تو سرت رابطه ای که اینطوری بی اعتماد و نگران باشه رو واسه چی ادامه میدی… بعد به رفیقم میگفتم داداش من واقعیت بلد نیستم ولی میپرسم از دوستام بعد نمیپرسیدم 😐

ببین قضیه امنیت فرق میکنه مثلا هکر کلاه سفید داریم که باگ پیدا میکنه برای رفعش پول دریافت میکنه ولی هکر مسخره داریم میخواد حریم خصوصی مردمو بپیچونه و آبرو ریزی کنه اینا واقعا یه کیفی تو وجودش هست که وااااای الان به اصطلاح دهنشو سرویس میکنم =)) بعد که این اتفاق میوفته طرف تا دو سه ماه میوفته دنبالت و یه شاخی میشی واسه خودت…

واقعا مرض همیشگیمونه کارای مخفی و غیر قانونی انجام میدیم که کیف کنیم. مرض اینکه حرص یه نفر رو در بیاریم – مرض اینکه اشک یه نفرو در بیاریم کلا مرضه 😐

اعتیاد

بدون تصویر 😐

یکی از چیزایی که هیچ وقت درکش نمیکنم و خیلیم راحت میخوام ازش بگذرم و نتیجه گیری نهایی این پستم رو بنویسم و خدافظی کنم…

یکبار نشده از یک فردی که اعتیاد به ماده ای مخدر داره یا کلا اعتیاد به چیزی داره بپرسم که خوبه که استفاده میکنی ؟ چرا استفاده میکنی؟ پاسخ جالبی بهم نده…

سوال خوبه که استفاده میکنی؟ ها همیشه با کلمه نه حاجی اصلا خوب نیست یه موقع نری سمتش تموم میشه که من در عین ریختن موهای سرم، سوال جدیدی برام پیش میاد و میگم خب لامصب چرا استفاده میکنی ؟ بعد در جواب بازم یه سوال مو ریزون بهم میدن که نمیتونیم استفاده نکنیم 😐 خب آخه لامصب چی داره ؟ چرا ؟ مثلا فکر کن طرف شکست احساسی (اونم نه عشقی =) ) میخوره شروع میکنه به سیگار کشیدن آخه لامصب برو روانشناس هم درمان کن خودتو هم زندگیتو به فنا نده !

خلاصه که آقا من این بخش واقعا لذتی ندیدم و نمیبینم 😐 یه دوستی داشتیم میگفت یه بار امتحان کن ببین چطوریه از قضا دخترم بود… امتحان نکرده میگم نکنین – امتحان کرده هاشم میگن نکنین به قول اول پست جیزه 😐 لذتم نداره عزیزانم…

مثلا میخواستم کم توضیح بدم “ببین کاراتو” 😐

خب اصل قضیه چی شد؟

واقعا این همه حرف زدم که به چی برسم؟ اصلا چرا کار غیر قانونی لذت بخشه ؟ قانونی لذت بخش نیست؟

ببین قضیه اینه که وقتی زور بالا سر یه آدم باشه همیشه میخواد خودشو رها کنه و از اون محدودیت خودشو آزاد کنه… سر همین کلا سر همینه ما میایم یه سری حرکات میزنیم که از اون قضیه رها بشیم و وقتی به هدفه میرسیم میفهمیم که اون لحظه خیلی لذت بخش بوده… مثلا در نظر بگیر یه بار ما تو یه دفتر علمی داشتیم با بچه ها Fifa‌ بازی میکردیم با اینکه کار فرهنگی ورزشی بود ولی علمی نبود و خب غیر قانونی بود و تا زمانی که بهمون گیر نداده بودند لذت بخش بود =))

پس قضیه اون کرم وجوده که یه کار غیر قانونی رو انجام بدیم حرص یه نفرو در بیاریم و حال کنیم 😐

البته کارای قانونی هم کیف خاص خودشو داره مثلا در نظر بگیر طرف قانونی کار غیر قانونی میکنه میره کانادا واقعا جالبه!!!

نتیجه :

کارای غیر قانونی حال میده ولی نکنیم به صلاح نیست 😐

افزودن دیدگاه

چند کلمه حرف:

زومن تشکیل شده از ز واو میم نون، واقعا هیچ معنی خاصی نداره… همیشه نباید دنبال معنی بود… شاید دلایلی آدم رو به اینجا میرسونه…

همه چیزای دوتایی جالبن :

  • زن و مرد
  • بله و خیر
  • صفر و یک
  • عشق و نفرت
  • تخیل و واقعیت
  • X و O.

دیدی واقعا هم بی معنی بود..

ولی چرا ساختمش ؟

احساس میکنم نوشتن باعث انگیزه برام میشه پس اینجا رو ایجاد کردم که هرچی دلم خواست بنویسم.

برای خودم، برای دیگران